|
زرتشت،زرتشت کيست،زرتشت پيامبر ايران،زرتشت پيامبر اهورايي،زرتشت پيامبر آريايي،معني نام زرتشت،پدر زرتشت،مادر زرتشت،دختران زرتشت،پسران زرتشت،داماد زرتشت،زاد روز زرتشت،تولد زرتشت،مرگ زرتشت،فوت زرتشت،کشته شدن زرتشت،پندهاي زرتشت،سخنان زرتشت،کتاب مقدس زرتشت،کتاب ديني زرتشت،کتاب مقدس زرتشتيان،کتاب مقدس زرتشت،اوستا،گاتها،ويسپرد،ونديداد،خرده اوستا،اوستاي کهن،کشتي بستن،سدره پوشي،چگونه زرتشتي بشويم،مراسم زرتشتي شدن،سروده هاي زرتشت،نماز زرتشتيان،نماز در دين زرتشت،زرتشتيان چگونه نماز ميخوانند،آيا زرتشتيان نماز ميخوانند،نمازهاي پنجگانه زرتشتيان،زرتشتيات چند بار در روز نماز ميخوانند،متن نماز زرتشتيان،متن کامل نماز زرتشتيان،معني فارسي نماز زرتشتيان،نماز زرتشتيان به چه زباني خوانده ميشود،روزه در دين زرتشت،روزه زرتشتيان چگونه است،آيا زرتشتيان روزه ميگيرند،روزه زرتشتيان به چه صورتي است،نيايش زرتشتيان،نقش آتش در دين زرتشت،آيا زرتشتيان آتش پرست هستند،عبادت رو به آتش،چرا زرتشتيان رو به آتش نماز ميخوانند،آتش مقدس،آتش پرست،فروهر،نماد فروهر،نماد فروهر به چه معناست،فروهر يعني چه،نقش فروهر در دين زرتشت،نقش فروهر در باورهاي ايرانيان،فروهر چگونه ساخته شد،تاريخ ساخت فروهر،اهورامزدا،مزدااهورا،اهورامزدا يعني چه،اهورامزدا به چه معناست،خداي زرتشت،منجي عالم در دين زرتشت،نجات دهنده دنيا در دين زرتشت،سوشيانت،سوشيانت کيست،آيا مهدي همان سوشيانت است،سه موعود دين زرتشت،موعود در دين زرتشت،نقش فرشتگان در دين زرتشت،فرشتگان زرتشت،امشاسپندان،هفت فرشته دردين زرتشت،هفت امشاسپندان زرتشتي،شيطان در دين زرتشت،نقش شيطان در دين زرتشت،اهريمن،آتشکده هاي ايران،نام آتشکده هاي ايران،آتشکده نياسر،آتشکده آذربرزين،آتشکده آذر فرنبغ،آتشکده يزد،آتشکده اصفهان،نام جشنهاي ايران،ليست جشنهاي ايراني،جشن هاي ايران،جشن نوروز،جشن تيرگان،جشن آذرگان،جشن فروردينگان،جشن سده،جشن مهرگان،جشن سوري،اطلاعاتي در مورد جشنهاي ايراني،نام آوران ايران،سرشناسان ايران،آرش کمانگير،رستم فرخزاد،فيروز ابولولو،سندباد،آرتميس،فردوسي،بابک خرمدين،کوروش بزرگ،کوروش کبير،کوروش که بود،کوروش هخامنشي،کوروش پدر جهانيان،کوروش در قران،کوروش در تورات،کوروش در انجيل،وصيت نامه کوروش،وصيتنامه کوروش،داريوش بزرگ،داريوش کبير،داريوش که بود،آرامگاه کوروش،آرامگاه داريوش،کتيبه هاي داريوش،کتيبه شوش،کتيبه کعبه زرتشت،کتيبه بيستون،ترجمه کتيبه،ترجمه کتيبهه اي داريوش،داريوش شاه،منشور کوروش،متن منشور کوروش،منشور کوروش چيست،پارسه،تخت جمشيد،کاخ آپادانا،کاخ هديش،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ 100 ستون،بار عام،پلکان ورودي،موزه تخت جمشيد،نقش رستم،نگاره،نقش نبرد اسب سواران،نقوش حکاکي شده،نقش کرتير،نقش اردشير بابکان،نقش رجب،قالبهاي بلاگفا،قالب بلاگفا،قالب زيباي بلاگفا،گلچين قالب بلاگفا،قالبهاي زيباي بلاگفا،قالب منو متحرک،قالب منو دو طرفه،قالب سياه،قالب بازي،قالب عاشقانه،قالب عشق،قالب عاشقان،قالب تنهايي،قالب باستاني،قالب فروهر،قالب دختر تنها،قالب درخت،قالب هک،قالب هري پاتر،قالب غروب،قالب مدرن،قالب حرفه اي،روز مادر،روز عشق،جشن سپندارمز،روز عشاق،روز عاشقان،شهر استخر،هگمتانه،تپه باستاني هگمتانه،پاسارگاد،کاخ کوروش،دارابگرد،نقش درابگرد،درابجرد،داراب،خليج فارس،خليج پارس،درياي فارس،درياي پارس،درفش کاوياني،پرچم ايران،کاوه آهنگر،گالري عکس ايران باستان،گالري عکس،عکسهاي ايران باستان،عکس ايران باستان،مجموعه عکس ايران باستان،عکسهاي تخت جمشيد،عکسهاي نقش رستم،عکسهاي نقش رجب،عکسهاي پاسارگاد،عکسهاي فيروزآباد،عکسهاي زيباي ايران،دانلود کتاب،دانلود کتابهاي زرتشت،دانلود کتابهاي ديني،دانلود کتاب شعر،ديوان سعدي،ديوان حافظ،ديوان شمس تبريزي،ديوان پروين اعتصامي،دانلود کتاب تاريخي،دانلود نيايش زرتشتيان،ليست نامهاي پارسي،ليست نامهاي فارسي،ليست اسمهاي پارسي،ليست اسمهاي فارسي،اسمهاي ايراني،نامهاي ايراني،نامهاي زرتشتي،اسمهاي زرتشتي،نامهاي شاهنامه،اسمهاي شاهنامه،اسامي ايراني،اسامي فارسي،اسامي زرتشتي،نامهاي دختر،اسمهاي دختر،نامهاي دخترانه،اسمهاي دخترانه،نام دختر؛اسم دختر،نامهاي پسر،اسمهاي پسر،نامهاي پسرانه،اسمهاي پسرانه،نام پسر،روستاي کندوان،کندوان تبريز،قلعه الموت،دژالموت،حسن صباح،قلعه فلک الافلاک،دژ فلک الافلاک،دژ خرم آباد،دژلرستان،قلعه خرم آباد،شاپورخواست،ارگ کريمخان زند،قلعه کريمخان زند،شيراز،قلعه کريمخاني،ارگ کريمخاني،تپه سيلک،اسم دختر،اسم پسر،مرجع کامل نامهاي ايراني،شهر سوخته،چشم مصنوعي در شهر سوخته،ارگ بم،قلعه بم،تپه تل آتشي،شهر باستاني بم،تصوير متحرک در شهر سوخته،گور در شهر سوخته،شوش،قلعه شوش،کاخ شاوور،تيسپون،تيسفون،طاق کسري،ايوان مدائن،

شهراستخر مانند هگمتانه و شوش و ري ، يكي از شهرهاي
معمور و مهم ادوار باستاني و بزرگترين و با شكوهترين و پر جمعيت ترين شهرهاي پارس
بوده ، كه از حدود پنج شش سده پيش از ميلاد ، يعني از زمان شاهنشاهي هخامنشي تا سدة
دهم ميلادي ( چهارم هجري ) داير و آباد و مركز بازرگاني و سياست و حكومت پادشاهان و
امراي محلي پارس ، و جايگاه موبدان و دبيران و دستوران دين زرتشتي بوده است .
ويرانههاي گسترده آن در هفت كيلومتري شمال تخت جمشید، كنار چپ راه شيراز به اصفهان قرار
گرفته ، و نمودار شكوه ديرينهاي ميباشد ، كه سه شاهنشاهي بزرگ هخامنشي و اشكاني و
ساساني بآن داده بود . آثار دروازه سنگي آن سوي راست راه شيراز به اصفهان هنوز بر
جاي مانده ، و ماندههاي كاخ ويران شدهاش با ستونها و سر ستونهائي كه در گوشه و
كنار پراكنده است ، نمودار عظمت دوران آباديش ميباشد .
از تاريخ بناي
اين شهر كه چه زماني داير گرديده ، آگاهي درستي در دست نيست . زيرا نبشته و آثاري
كه تاريخ آنرا از پيش از دوره هخامنشي تعيين نمايد ديده نشده ، و آثاري هم كه در
خلال كاوشها بدست آمده ، بيشتر مربوط به عهد هخامنشي و ساساني و سدههاي نخستين
اسلامي ميباشد . ولي وجود آب فراوان رودخانه پلوار و زمينهاي گسترده حاصلخيز
پيرامون آن ، مينماياند كه از دوران كهن ، جايگاه مردمی بوده كه در اين ديار
ميزيسته ، و آبادي بزرگي را تشكيل داده بودند .
آنچه ميتوان
گفت اينست كه شهر باستاني استخر در زمان فرمانروائي شهرياران هخامنشي آباد و پر
جمعيت و شهر منسوب به پايتخت ( تخت جمشيد ) بوده ، و مردم زيادي در آنجا
ميزيسته ، و محل بازرگاني و كشاورزي و داد و ستد و مقر خاندانهاي كهن و سرشناس و
برگزيده زمان بوده است .
گسترش شهر را
تاريخ نويسان قديم از (( جلو در )) تا (( جلوگير )) يعني پهناي تمام جلگه مرودشت
دانسته ، اما چيزي كه فعلا” معين و مشهود است ، حدود اين شهر از خاور ، تا
نزديكيهاي روستاي سيدان و فاروق ، و از باختر به روستاي زنگي آباد ، و جنوب و شمال
آن نيز كوههاي تخت جمشيد ( كوه رحمت ) و نقش رستم ( كوه حاجي آباد ) بوده است .
رودخانه سيوند ( همان پلوار ) كه اكنون اين نواحي را سيراب ميسازد ، از شمال باختري
شهر استخر روان است ، و زمينهاي اطراف آنرا سيراب و سرسبز و پر كشت و پر درخت ساخته
بود .
استخر را تخت طاوس هم ميگويند .
پس از آتش
سوزي و ويراني تخت جمشيد و برچيده شدن شاهنشاهي هخامنشي ، اين شهر تا چندي رونق و
اهميت خود را از دست داد.... نخستين باري كه نيروي اسلام بر اين شهر تاخت سال 18
ه . ق در زمان خلافت عمر بود . در اين سال سپاهيان تازي به سركردگي (( عثمان بن ابي
العاص )) پس از گشودن ناحیه شاپور و اردشير خوره (( فيروزآباد )) و
دارابگرد ، بسوي اين شهر آمدند . فرماندار استخر (( هيربد )) داماد يزدگرد سوم كه
پيش از آن نيز در پارس بوده ، و در يكي دو نبرد با تازيان دست و پنجه نرم كرده بود
، با در پيش گرفتن رويه مسالمت آميز و پذيرش شرائط صلح و تعهد پرداخت باج و خراج ،
موقتا” شهر را از ويراني و تاراج و كشتار نيروي مهاجم در امان نگاهداشت . ولي تسليم
و پرداخت باج بر مردمان خونگرم پارسي كه چندين سده فرمانرواي جهان بودهاند ، سخت
ناگوار و گران بود و چندي نپائيد كه از فرمانبرداري امراي تازي سر پيچيدند . ازاين
رو در سال 29 ه . ق (( عبدالله بن عامر )) سردار ديگر عرب پس از خوابانيدن شورش شهر
گور ( فيروزآباد ) بسوي استخر شتافت . ساكنان شهر سخت پايداري كردند و رشادتها بروز
دادند تا مگر تسليم سردار تازي نشوند ، ولي سرانجام او با قهر و غلبه شهر را گشود و
كشت و كشتار وحشتناکی نمود... استخر در اثر شورشهاي پي در پي و نرفتن زير
بار امرا و سرداران تازي و جنگهاي خونين كه در آنجا روي داد ، كم كم رو به ويراني
رفت تا در سال 74 ه .ق كه محمدبن يوسف ثقفي برادر حجاج شهر شيراز را گسترش داد و
پايگاه خود قرار داد ، ديگر استخر از آن اهميت و مركزيت و آباداني خود افتاد و
گروهي از ساكنان آنجا بسوي شهر شيراز رفتند . دروازه اصفهان كنوني شيراز تا چند سده
بنام دروازه استخر ناميده ميشد ، يعني دروازهاي كه بسوي شهر استخر ميرفتهاند .
شهر استخر
پيوسته رو بويراني و ركود ميرفت تا سرانجام بطوريكه نوشتهاند در سال 436 ه . ق محي
الدين ابوكاليجار بويهي شهر را بكلي ويران و ساكنان آنجا را بشيراز كوچانيد و از آن
پس اين شهر مقدس و بزرگ پارس و بانوي شهرهاي ايران پس از پانزده سده شكوه و جلال ،
و شاهد بزرگيها و تاجگذاريها و جشنها و شاديها و نبردها و دگرگونيهاي مهم تاريخي ،
بطوري ويران گرديد كه ديگر روي آبادي نديد و از زير خروارها خاك گذشت
...
به گالري بي همتاي عكسهاي ايران باستان برويد
|